تبليغاتX
دختر ساروی
لبریز از حس تلخ بی تو ماندنم

و درگریز از خاطرات کهنه نخ نما

شوکران اغوش تو را ارزو دارم

به تو می اندیشم در این - تکرار-

که ازادی تلخش

لحظه به لحظه ام را

به زنجیر کشیده است.....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:4  توسط ... 

شب فرا رسید

با سایه های سنگینش

نگاهم کردی

تا عمق خواستن

تا فریاد چشمهایت

لای بغض فروخورده ای سهمگین

ومانند همیشه

هنگام وداع با دستهایت

هیچ معجزه ای رخ نداد!!!....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:10  توسط ...  |