تبليغاتX
دختر ساروی
تا ابد

چشم انتظارت خواهم ایستاد

لا به لای شکوفه های گیلاس...

 

 

 

پی نوشت: تولدت مبارک عزیزم...!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:35  توسط ...  | 

جمعه شب با بغض سهمگینی

اغاز می شود

بغضی که با حس غریب سرخوردگی

تا به تا می شود

خوب میدانم که این رابطه عقیم

شایسته هیچ تدبیری نیست

شاید "تنهایی" کلمه نامانوسی باشد

لابه لای یک روز به ظاهر شاد

اما بگذار بماسد

همچون یادی

بر شب بی تصویر!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 22:28  توسط ...  | 

اگر داستان ها

از پایان اغاز می شدند

من و تو باز به هم می رسیدیم!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 9:32  توسط ...  | 

به تو فکر میکنم

شبانهنگام

نیمه برهنه

.

.

اتاقم تازه می شود با طعم هوس

خلوت خوشی است یاد تو!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 23:54  توسط ...  | 

بیا روزگار عاشقیمان را

 دوره کنیم

 تو برو به سربازی

من می روم به کلاس کنکور...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:37  توسط ...  | 

یک شب قهوه ای

محو ستارگانی که لوندانه

 چشمک می زنند

وماه نقره فامی که

سایه گسترانیده

بر باغچه کوچک مادر

موازی با رقص بچه کاج ها در

بازوان نسیم

با من به حیاط بیا.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 23:50  توسط ...  |