تا محله ديپلمات ها
دورترين جاها كه با هم رفته ايم.
من دلم ميخواهد بنويسم
بي اعتنا به فرم قبلي
و به هر فرم مسخره ديگر
كه تمام اين سالها بدون دليل
تكرارش كردهام
***
بگذار نظرخواهي براي اين پست فعال باشد
من ترديد داشتهام
همه اين سالها
و اين ترديد مرا رها نميكند
***
از پريروز سيگار را ترك كردهام
و تمام ديشب بيدار بودم
و از بيم از دست دادن مادر
لرزيدهام از تب
***
از ساحل آرام خزر
تا محله ديپلمات ها
همه راههايي كه ديگر نميتوانيم طي كنيم
من هم مخالف سيگار نبودهام
اما از وابستگي ترسيدهام
متنفرم
و بيمار
***
بگذار امكان درج نظر جديد وجود نداشته باشد
همان آدمهاي قبلي كافياند
و همين قدر زندگي كاملا كافي است
و ديگر هيچ آرزويي ندارم
جز آنكه با قلبي شكسته
به تنهايي پرسه بزنم
بر ساحل آرام خزر
بي هيچ دريچه يي به محله ديپلمات ها./
"پائيز 88"