تبليغاتX
دختر ساروی
از ساحل خزر

تا محله ديپلمات ها

دورترين جاها كه با هم رفته ايم.


من دلم ميخواهد بنويسم

بي اعتنا به فرم قبلي

و به هر فرم مسخره ديگر

كه تمام اين سال‌ها بدون  دليل

تكرارش كرده‌ام


***

بگذار نظرخواهي براي اين پست فعال باشد

من ترديد داشته‌ام

همه اين سال‌ها

و اين ترديد مرا رها نمي‌كند 


***

 از پريروز سيگار را ترك كرده‌ام

و تمام ديشب بيدار بودم

و از بيم از دست دادن مادر

لرزيده‌ام از تب 


***‌

از ساحل آرام خزر

تا محله ديپلمات ها

همه راه‌هايي كه ديگر نميتوانيم طي كنيم

من هم مخالف سيگار نبوده‌ام

اما از وابستگي ترسيده‌ام

متنفرم

و بيمار

***‌

بگذار امكان درج نظر جديد وجود نداشته باشد

همان آدم‌هاي قبلي كافي‌اند

و همين قدر زندگي كاملا كافي است

 و ديگر هيچ آرزويي ندارم 

جز آنكه با قلبي شكسته

به تنهايي پرسه بزنم

بر ساحل آرام خزر

بي هيچ دريچه يي به محله ديپلمات ها./




"پائيز 88"


+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 12:2  توسط ...  |