شوکران!!!
لبریز از حس تلخ بی تو ماندنم
و درگریز از خاطرات کهنه نخ نما
شوکران اغوش تو را ارزو دارم
به تو می اندیشم در این - تکرار-
که ازادی تلخش
لحظه به لحظه ام را
به زنجیر کشیده است.....
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 13:4 توسط ...
می خوانمت.می سرایمت و با سیاهی روزگارم چشمانت را نقاشی می کنم!!