فراموش!!
سکوت و نور یادم می آید
از دیروز
و صخره ای که نام مرا انتظار می کشید
اتاقک های خالی
رویای بردن ما را به قله
فراموش کردند.
دست هایت کو؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۶ ساعت 16:14 توسط ...
|
سکوت و نور یادم می آید
از دیروز
و صخره ای که نام مرا انتظار می کشید
اتاقک های خالی
رویای بردن ما را به قله
فراموش کردند.
دست هایت کو؟
از پشت پرده آغاز می شود
باید جلو آینه نقاب بزنم
و لبخند را تمرین کنم....
یک صبح زمستانی
بیدار می شوم از بستر بیداری
کاش هوا ابری باشد...
برای خودم
در کنار تو
تو نیستی
نه اینجا
نه برای هیچ کس!!