تولد
تا ابد
چشم انتظارت خواهم ایستاد
لا به لای شکوفه های گیلاس...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۳۸۶ ساعت 23:35 توسط ...
|
چشم انتظارت خواهم ایستاد
لا به لای شکوفه های گیلاس...
اغاز می شود
بغضی که با حس غریب سرخوردگی
تا به تا می شود
خوب میدانم که این رابطه عقیم
شایسته هیچ تدبیری نیست
شاید "تنهایی" کلمه نامانوسی باشد
لابه لای یک روز به ظاهر شاد
اما بگذار بماسد
همچون یادی
بر شب بی تصویر!!
از پایان اغاز می شدند
من و تو باز به هم می رسیدیم!!!
شبانهنگام
نیمه برهنه
.
.
اتاقم تازه می شود با طعم هوس
خلوت خوشی است یاد تو!!!
دوره کنیم
تو برو به سربازی
من می روم به کلاس کنکور...
محو ستارگانی که لوندانه
چشمک می زنند
وماه نقره فامی که
سایه گسترانیده
بر باغچه کوچک مادر
موازی با رقص بچه کاج ها در
بازوان نسیم
با من به حیاط بیا.